ورود پسرها ممنوع!!!

مقدمه (پست ثابت)

دسته بندی :

سلام به همه دختران زیبای ایران زمین...



از عنوان وبلاگ کاملا پیداست که اینجا چه خبره... امیدوارم لحظه هایی که تو این وبلاک هستین بهتون خوش بگذره و با غرور و افتخار به زن بودنتون برید از اینجا بیرون. دوستان عزیزم هر کسی سوال، مشکل، درخواست همکاری و ... داره در قسمت تماس با ما ميتونه باهامون تماس بگیره...


ضمنا شرایط لینک شدن به این صورته:

اول ما رو به اسم:
"انجمن ملی صد پسران ایران..."
لینک کنه،
بعد تو خصوصی مشخصاتشو به این صورت بهمون بگه:

* اسم وبلاگ (اسم خودش) : لینک وب *

(مثل: ورود پسرها ممنوع!!! (قاصدک) : www.anti-boy2010.blogfa.com)


توجه: همه موارد ضروریست!!!



>>>تبلیغات پذیرفته میشود<<<

از همين الان منتظرتون هستيم.

در فیس بوک با ما همراه شوید...

 




نویسنده: قاصدک | چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 - 11:48

زن....

دسته بندی :

زن اين هنر آفرينش،
اغراق نكرده ايم اگر كه بگوييم آفرينش بی اين خلقت زشت می نمود، و آنگونه كه پيچ و تاب و نرمش روحش زيبايی جسمش را آسمانی ميكند، حضورش اين جهان را معنا می بخشد...

زايش زيبندگی زنانه اش است كه ارمغان نو شدن جهان را از عطر آغوشش می توان شنيد!

در دستی، قلب مردی را می آشوبد و به تپش وا می دارد و او را به كارزار زندگی ميفرستد و در دستی ديگر، برای دنيا روشی نو رقم ميزند،
سخنی ... است يا نه ندانم ليك گويی در شش دوره آفرينش، آن هنگام كه باری تعالی از پرداخت هنر و گل و لطافت جهان فارغ گرديد روح تمامشان را در زن به وديعه نهاد و به او گفت جهان زشت را با زيبايی تو ، ديدنی خواهم كرد،

خنده كودكيت،

زيبايی بلوغت،

تپش عاشقانه ات،

بطن زايشت و دامن پرمهرت...

جهانی را بساز كه دستانت در كمال ظرافت، حكم خدايی ميكند؛ چرا كه روح خدا در ذره ذره ات جاریست....

 

 

به قلم : sArA

کپی برداری تنها با ذکر نام مجاز است....


نویسنده: قاصدک | چهارشنبه یکم مرداد 1393 - 1:1

خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نيست.

خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر می کند بايد لاغرتر باشد،
چاق تر باشد،
زيباتر باشد،
خوشحال تر باشد،
سنگين تر باشد،
خانه دار تر باشد،
عاقل تر باشد...

خشونت آن چيزی است که زن نيست و فکر می کند بايد باشد.

خشونت آن نقابی است که زن به صورتش می زند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد......

 

تهمينه ميلانی

 

 


نویسنده: قاصدک | شنبه چهاردهم تیر 1393 - 1:6
لیلی،زیر درخت انار...

لیلی زیر درخت انار نشست.

درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.

گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزارتا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.

مجنون به لیلی اش رسید.

خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است انار دلت ترک بخورد./

 

عرفان نظر آهاری


نویسنده: قاصدک | پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 - 11:18
اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخش از مغز ، که از وجودش بی خبرند !!!

واحد اول : دروس پایه ای

چطور بدون مادرمان زندگی  کنیم ! (۲۰۰ ساعت)
همسرم مادرم نیست! (۳۵ ساعت)
درک این که فوتبال چیزی جز ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست !!! (۵۰۰ ساعت)

واحد دوم : زندگی زناشویی
بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد! (۵۰ ساعت)
غلبه بر سندروم "کنترل تلویزیون همیشه باید دست من باشه" !!! (۵۵ ساعت)
درک این مساله ساده که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند! (۸۰ ساعت)
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم! (۵۰ ساعت)
چطور بدون اینکه ناله کنیم از مرض مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم !!! (۵۰ ساعت)

واحد سوم : اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم !
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم !
چطور یک بلوز را در کم تر از ۲ ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم !

واحد چهارم : آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
Off = خاموش !!!
On = روشن !!!


مرحله دوم پيشرفته

اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه !!




نویسنده: قاصدک | دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 - 23:31

بدون شرح...!

دسته بندی :

بــــــــــــه زودی....




نویسنده: قاصدک | دوشنبه نهم دی 1392 - 23:55
لیلی، تشنه تر شد...

لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است. زیادی تند است.

خاکستر لیلی هم دارد می سوزد، امانتی ات را پس می گیری؟

خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس می گیرم.

لیلی گفت: کاش مادر می شدم، مجنون بچه اش را بغل می کرد.

خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن؛ تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه می سوزی.

لیلی گفت: دلم زندگی می خواهد، ساده، بی تاب، بی تب.

خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من می میری...

لیلی گفت: پایان قصه ام زیادی غم انگیز است، مرگ من، مرگ مجنون،

پایان قصه ام را عوض می کنی؟

خدا گفت: پایان قصه ات اشک است. اشک دریاست؛

دریا تشنگی است و من آبم، تشنگی و آب. پایانی از این قشنگتر بلدی؟

لیلی گریه کرد. لیلی تشنه تر شد.

خدا خندید /.


عرفان نظر آهاری


نویسنده: قاصدک | شنبه شانزدهم شهریور 1392 - 15:51

یا رب

از عمر من آنچه هســت بر جای

بســـــتان و به عــمر لیلی افزای





لیلی خودش را به آتش کشید...

خدا گفت: زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟

لیلی گفت: من.

خدا شعله ای به او داد. لیل شعله را توی سینه اش گذاشت. سینه اش آتش گرفت.  خدا لبخندی زد. لیلی هم.

خدا گفت: شعله را خرج کن. زمینم را به آتش بکش.

لیل خودش را به آتش کشید. خدا سوختنش را تماشا می کرد. 

لیلی گر می گرفت. خدا حظ می کرد. 

لیلی می ترسید. می ترسید آتشش تمام شود. 

لیلی چیزی از خدا خواست.خدا اجابت کرد.

مجنون سر رسید. مجنون آتش هیزم لیلی شد. 

آتش زبانه کشید. آتش ماند. زمین خدا گرم شد. 

خدا گفت: اگر لیلی نبود، زمین من همیشه سرد بود/.



عرفان نظر آهاری


نویسنده: قاصدک | پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 - 10:19
به یک زن احترام بگذارید، 
چون:میتوانید معصومیتش را در شکل یک دختر حس کنید
میتوانید علاقه اش را در شکل یک خواهر حس کنید
میتوانید گرمایش را در شکل یک دوست حس کنید
میتوانید اشتیاقش را در شکل یک معشوقه حس کنید
میتوانید فداکاریش را در شکل یک همسر حس کنید
میتوانید روحانیتش را در شکل یک مادر حس کنید
میتوانید برکتش را در شکل یک مادر بزرگ حس کنید
با این حال او محکم و استوار نیز استقلبش بسیار لطیف، فریبنده، ملیح، بخشنده و سرکش است…
او یک زن است…
و زندگی!!!


نویسنده: قاصدک | جمعه هفتم تیر 1392 - 4:14

توجه...!!

دسته بندی :
مشکل از پوشش دختران نیست؛
به پسران خود فرهنگ مزاحم نشدن را بیاموزیم...




نویسنده: قاصدک | پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 - 14:47

آخرین مطالب

» مقدمه (پست ثابت) ( چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 )
» زن.... ( چهارشنبه یکم مرداد 1393 )
» خشونت همیشه آشکار نیست... ( شنبه چهاردهم تیر 1393 )
» لیلی نام تمام دختران زمین است... (قسمت سوم) ( پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 )
» کلاسهای آموزشی برای آقایان... ( دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 )
» بدون شرح...! ( دوشنبه نهم دی 1392 )
» لیلی نام تمام دختران زمین است... (قسمت دوم) ( شنبه شانزدهم شهریور 1392 )
» لیلی نام تمام دختران زمین است... (قسمت اول) ( پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 )
» به یک زن احترام بگذارید... ( جمعه هفتم تیر 1392 )
» توجه...!! ( پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 )
» از بچگی باید یاد بگیرن! ( سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 )
» مرز خشونت و مزاح / حامد بهداد: باید زنان ایرانی را کتک زد و شکایت نکنند! ( دوشنبه هفتم اسفند 1391 )

لینکستان

درباره ما

ADS



ADS