مقدمه (پست ثابت)

دسته بندی :

سلام به همه دختران زیبای ایران زمین...



از عنوان وبلاگ کاملا پیداست که اینجا چه خبره... امیدوارم لحظه هایی که تو این وبلاک هستین بهتون خوش بگذره و با غرور و افتخار به زن بودنتون برید از اینجا بیرون. دوستان عزیزم هر کسی سوال، مشکل، درخواست همکاری و ... داره در قسمت تماس با ما ميتونه باهامون تماس بگیره...


ضمنا شرایط لینک شدن به این صورته:

اول ما رو به اسم:
"انجمن ملی صد پسران ایران..."
لینک کنه،
بعد تو خصوصی مشخصاتشو به این صورت بهمون بگه:

* اسم وبلاگ (اسم خودش) : لینک وب *

(مثل: ورود پسرها ممنوع!!! (قاصدک) : www.anti-boy2010.blogfa.com)


توجه: همه موارد ضروریست!!!



>>>تبلیغات پذیرفته میشود<<<

از همين الان منتظرتون هستيم.

در فیس بوک با ما همراه شوید...

 




نویسنده: قاصدک | چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 - 11:48

زن یعنی ناز هستــــــــــی در وجود
زن یعنی یک فرشــــــــته در سجود

زن یعنی یک بغل آســـــــــــــودگی
زن یعنی پاکـی از آلودگـــــــــــــــی

زن یعنی هـدیه ی مـــــــــرد از خدا
زن یعنی همــــــــدم و یک هم صدا

زن یعنی عشق و هسـتی، زندگی
زن یعنی یک جهــــــــــــان پایندگی

زن یعنی اردیبهشــــــــت، فصل بهار
زن یعنی زندگــــــــــــــــی در لاله زار

زن یعنی عاشـــــــــــــقی، دلدادگی
زن یعنی راستی و ســــــــــــــادگی

زن یعنی عاطـــــــــــــــفه، مهر و وفا
زن یعنی معـــــــــــــــــــدن نور و صفا

زن یعنی راز، محـــــــــــــرم، یک رفیق
زن یعنی یار یکــــــــــــدل، یک شفیق

زن یعنـــــــــــــــــــــی مادر مردان مرد
زن یعنی همـــــــــــــــــــدم دوران درد

زن یعنی حس خــــوش، حس عجیب
زن یعنی بوســــــــــــــــتانی پر نصیب

زن یعنــــــــــــــــــــــــی باغ های آرزو
زن یعنی نعمتـــــــــــــــی در پیش رو

زن یعنــــــــــــــــی بنده ی خوب خدا
زن یعنی نیمــــــــــــــی از مردان جدا

زن یعنی همســـــری خوب و شفیق
زن یعنی بهتــــــــــــــــرین یار و رفیق

زن یعنی نغــــــــــــــمه ی روح و روان
زن یعنی ســـــــــــــاز موسیقی جان

زن یعنی مرهــــــــــــــم هر خستگی
زن یعنی بهترین وابســــــــــــــتگی...


نویسنده: قاصدک | دوشنبه ششم بهمن 1393 - 15:29

شعــــــر...

دسته بندی :

برای زن که نباید زیاد شعر نوشت ،
باید برایش مدام شعر خواند .
مهم نیست که شعر مال او باشد یا نه ،
زن دوست دارد معشوقش برایش شعر بخواند
و وقتی در شعر حرفی از بوسه می آید اورا ببوسد ،
وقتی حرفی از گیسو باشد موهایش را نوازش کند
و اگر کار شعر به جدایی کشید ، محکم دست زن را بفشارد
و بگوید : اما من که تورو تنها نمیزارم ...


نویسنده: قاصدک | چهارشنبه یکم بهمن 1393 - 23:14

ﺑﺎﻧﻮ . . .!

دسته بندی :
ﺑﺎﻧﻮ . . .

ﺍﮔﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﺍﯼ
ﺗﺎ ﻣﻌﻨﺎﯼِ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ
ﮐﻪ ﻏﻢِ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻥ . . .

ﻓﺮﻗﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﭼﻪ ﺳﻨﯽ ﺑﺎﺷﯽ
ﺍﮔﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯِ است
ﻣﺮﺩِ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﺍﯼ
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻥ . . .!

ﺗﻮ ﺭﺍ ﭼﮑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﺮﻑِ ﻣﺮﺩﻡ!
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﺳﺖ . . .

لایق تو کسی نیست جز آنکسی که:
تو را انتخاب میکند نه امتحان...
تو را نگاه کند نه اینکه ببیند...
تو را حس کند نه اینکه لمست کند...
تو را بسازد نه اینکه بسوزاند...
تو را بیاراید نه اینکه بیازارد...
تو را بخنداند نه اینکه برنجاند...
تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد.
ﺳﺎﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﮑﻦ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ کسی که ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﺎﻫﺮﮒ ﺣﯿﺎﺗﺖ
ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﯾﺎﻓﺘﯽ!
ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ:
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ …

“ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ!!!!!"


نویسنده: قاصدک | پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 - 23:45

اعجاز خدا...

دسته بندی :

یک زن گرانبهاترین اعجاز خداست.....

برای داشتنش باید وضوی باران گرفت،

و بر محراب رویش سجاده ای ز گلبرگ یاس گسترد،

و به نام عشق شبنم وار بر عطر او سجده کرد،

و هزاران هزار گل سرخ را تسبیح لحظه هایش نمود،

او اجابت میکند عشقی بالاتر از خورشید و زیباتر از مهتاب،

و تنها یک زن میداند آیین دوست داشتن را...

و آنقدر زیبا هدیه میکند این عشق را که سیراب شوی...

که او سردار عشق است...

و بهشت کمترین سرزمین او.....


نویسنده: قاصدک | جمعه سی ام آبان 1393 - 11:6

دخترانه....

دسته بندی :
دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده

برای شیطنت های بی وقفه،بی خیالی هر روزه،

ناز و کرشمه ی من وآیینه،خنده های بلندو بی دلیل،

برای آن احساسات مهار نشدنی...

حالا اما...دخترک حساس و نازک نارنجی درونم

چه بی هوا این همه بزرگ شده..

چه قدی کشیده طاقتم.. ضرب آهنگ قلبم

چه آرام و منطقی میزند...!

چه شیشه ای بودم روزی، حالا اما به سخت شدن

هم رضا نمیدهم،به سنگ شدن می اندیشم

اینگونه اطمینانش بیشتر است!!!

جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را

قهوه های تلخ و پر سکوت امروز گرفته است.

این روز ها لحن حرف هایم آنقدر جدی شده

که خودم هم از خودم حساب میبرم...

در اوج شادی هم قهقهه سر نمیدهم و به لبخندی

اکتفا میکنم...چه پیشوند عجیبی است کلمه ی خانم،

همین که پیش اسمت می نشیند تمام

سرخوشی و بی خیالیت را از تو میگیرد

و به جایش وزنه ی وقار و متانت را

روی شانه ات میگذارد،نه اینکه این ها بد باشد،

نه، فقط خدا کند وزنشان آنقدر سنگین نشود

که دخترک حساس و شیرین درونم

زیر سنگی بمیرد....


نویسنده: قاصدک | چهارشنبه سی ام مهر 1393 - 21:46

جایزه دوم مسابقه بین المللی طراحی پوستر «مبارزه با خشونت علیه زنان» به یک طراح ایرانی تعلق گرفت.

«نادیا آقا بیگی» در مسابقه بین المللی طراحی پوستر شهر فون تنی سو بوآ (فرانسه) مقام دوم را کسب کرد. این کمپین که به منظور مبارزه و جلوگیری از خشونت علیه زنان، طراحان حرفه ای را از سراسر جهان به رقابت فراخوانده بود در ماه نوامبر برگزار شد و آثار شرکت کنندگان برتر را به نمایش گذاشت.

اعضای هیات داوران این مسابقه را پیر برنارد، فیلیپ شاو، پاسکال بیژون، ژولیت ویسبک و ایولین شاو تشکیل می دادند. این رویداد توسط فون تنی آن سن (انجمن برگزارگنندگان گرافیک خیابانی) و با همکاری نمایندگان حقوق برابر برای زنان، برگزار و از حمایت مالی اداره محلی امور فرهنگی ایل دو فرانس (DRAC) برخوردار می باشد.

 


نویسنده: قاصدک | سه شنبه پانزدهم مهر 1393 - 0:3

صلوات....

دسته بندی :

پسرا موهاشونو خرگوشی نبندن صـــــــــــــــــــلـــــــــــوات....

 

 

 


نویسنده: قاصدک | سه شنبه یکم مهر 1393 - 21:28


 


نویسنده: قاصدک | شنبه بیست و نهم شهریور 1393 - 19:39


 

 


نویسنده: قاصدک | یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 - 15:35


 


نویسنده: قاصدک | چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 - 2:44

بانو...

دسته بندی :
بانو...
روزهایی را هم،
برای خودت زندگی کن؛
برایِ خودت شاخه گلی بخر؛
به دیدن خودت برو؛
عطر دلخواه ات را موسیقی مورد ِ علاقه ات را گوش بده....
به گلدان تاقچه ی اتاقت آبی بده...
بزن به خیابان،
به آدمها بی منت،
لبخندی بزن؛
بر سر کودکی
دست نوازشی بکش؛
سرت را رو به آسمان بگیر،
و آرام زمزمه کن
خدا جان،
دوستت دارم...
رویِ جدول کنار خیابان راه برو!
دست نابینایی را بگیر همراهی اش کن!
برگرد به خانه ،
دوشی بگیر ،
برایِ خودت چای دم کن...
در آینه نگاه کن و
چشمکی بزن و بگو
سلام رفیق ... ! حالت چطور است؟
مبادا خودت را از یاد ببری ؛
فراموش نکن
که تو بهترینی،
بهترین....

 


نویسنده: قاصدک | دوشنبه دهم شهریور 1393 - 0:26

روز دختر مبارک...

دسته بندی :

 خداوند لبخند زد
 دختر آفریده شد!
  .:: لبخند خدا روزت مبارک ::.

 

 

 عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری
 و به تمام خواسته های زندگیت برسی
 عرض تبریک به بهترین دخترهای دنیا

 >> دختـــــــــــران ایران زمین <<

 

 

 

درخت بودی،

سبــــــــــــز،

ساکت،

با پرنده هایی بر شاخسار،

نتها یک غلط املایی تو را دختر کرد....


نویسنده: قاصدک | چهارشنبه پنجم شهریور 1393 - 22:53

زن...

دسته بندی :
ﺗﻮ ﺭﺍ  "زن " ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ ... !!
ﻣﻀﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﺶ ﻧﻔﺲ ﮔﯿﺮ ﺍست ... !!
ﺩﻧﯿﺎﯼ زنانه ی ﺗﻮ ، ﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﻊ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺍﻓﺴﻮﻥ ... !!
ﺍﻣﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ... !!
ﺗﻮ ﻧﻪ ﺿﻌﯿﻔﯽ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭﺕ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺯﻭﺭ ﺑﺎﺯﻭ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ... !!!
ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ، ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻭﺡ ﺗﻮﺳﺖ ... !!
ﺍﺷﮏ ﻧﻤﯽﺭﯾﺰﯼ ﺗﺎ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﺍﺕ ﺟﻠﺐ ﮐﻨﯽ ... !!
ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ، ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﺟﻼ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ... !!
ﺧﺎنه ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺳﺎﮐﺖ ﺍﺳﺖ ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ، ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ... !!
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﺮﻧﻢ ﻻﻻﯾﯽِ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺨﺸﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻭﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ... !!
ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽﮔﯿﺮﯼ ... !!
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺍﺭﯼ ، ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﮊﻩ " زن ﺑﻮﺩﻥ " ﺍﺳﺖ ... !!
ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﻠﻂ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﻈﺮﯼ ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺿﻌﯿﻔﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻗﻮﯼﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ، ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽﺯﻧﯽ ... !!
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ، ﺗﻮ ﺭﺍ  " زن"  ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ... !!
ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ... !!

 

* ﺑﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ، تقدیم ﺑﻪ ﺗﻤﺎمی ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ و زنان مایه ی افتخار ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ *


نویسنده: قاصدک | سه شنبه چهارم شهریور 1393 - 0:41

حوا...

دسته بندی :
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺮﺍ ﺁﻓﺮﯾﺪﻧﺪ
ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺩﻧﺪﻩ ﭼﭗ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺩﻡ...
ﺣﻮﺍﯾﻢ ﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ؛
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﯿﻮﻩ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ،
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮔﻨﺪﻡ ﺭﺍ...
ﻧﺴﻞ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﺍﺩﻩ ﻣﻨﺴﺕ،
ﻣﻦ...!
ﺣﻮﺍ...!
ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﮤ ﺷﯿﻄﺎﻥ...
ﺷﺎﯾﺪ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ،
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﺴﻞ ﺁﺗﺶ
ﮐﻪ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻭ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻓﺮﯾﺒﻢ ﺩﺍﺩ؛
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺒﻢ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ...!
ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﺯﻟﯿﺨﺎﯼ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺼﺮ ﻭ
ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ ﯾﻮﺳﻒ ﻫﻢ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﺯﻥ ﻟﻮﻁ ﻭ ﺯﻥ ﺍﺑﻮﻟﻬﺐ ﻭ ﺯﻥ ﻧﻮﺡ...
ﻣﻠﮑﻪ ﺳﺒﺎ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﮔﺎﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﻧﺎﻗﺺ ﺍﻟﻌﻘﻞ ﻭ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺧﻄﺎﺑﻢ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ؛
ﮔﺎﻩ ﺳﻨﮕﺒﺎﺭﺍﻧﻢ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻢ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ
ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﻘﺪﺳﻢ ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ؛
ﮔﺎﻩ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺣﻀﻮﺭﻡ ﺟﻨﮕﯿﺪﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺸﻬﺎﯾﻢ ﮐﺮﺩﻧﺪ...
ﻣــــــــــــــﻦ
ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺴﻞ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻡ...
ﻣــــــــــــــﻦ
ﺣﻮﺍﯾﻢ، ﺯﻟﯿﺨﺎﯾﻢ، ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻡ، ﻣﺮﯾﻤﻢ...
ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺍﺯ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﭼﭗ ﺍﺕ،
ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ، ﺭﺳﺎ ﻭ ﻫم ترﺍﺯ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪﻡ...
ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﻣﻦ، ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻫﺮﻡ؛
ﻭ ﺗﻮ ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺯﺍﺩﻩ من...


نویسنده: قاصدک | دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 - 21:59

زن....

دسته بندی :

زن اين هنر آفرينش،
اغراق نكرده ايم اگر كه بگوييم آفرينش بی اين خلقت زشت می نمود، و آنگونه كه پيچ و تاب و نرمش روحش زيبايی جسمش را آسمانی ميكند، حضورش اين جهان را معنا می بخشد...

زايش زيبندگی زنانه اش است كه ارمغان نو شدن جهان را از عطر آغوشش می توان شنيد!

در دستی، قلب مردی را می آشوبد و به تپش وا می دارد و او را به كارزار زندگی ميفرستد و در دستی ديگر، برای دنيا روشی نو رقم ميزند،
سخنی ... است يا نه ندانم ليك گويی در شش دوره آفرينش، آن هنگام كه باری تعالی از پرداخت هنر و گل و لطافت جهان فارغ گرديد روح تمامشان را در زن به وديعه نهاد و به او گفت جهان زشت را با زيبايی تو ، ديدنی خواهم كرد،

خنده كودكيت،

زيبايی بلوغت،

تپش عاشقانه ات،

بطن زايشت و دامن پرمهرت...

جهانی را بساز كه دستانت در كمال ظرافت، حكم خدايی ميكند؛ چرا كه روح خدا در ذره ذره ات جاریست....

 

 

به قلم : sArA

کپی برداری تنها با ذکر نام مجاز است....


نویسنده: قاصدک | چهارشنبه یکم مرداد 1393 - 1:1

خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نيست.

خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر می کند بايد لاغرتر باشد،
چاق تر باشد،
زيباتر باشد،
خوشحال تر باشد،
سنگين تر باشد،
خانه دار تر باشد،
عاقل تر باشد...

خشونت آن چيزی است که زن نيست و فکر می کند بايد باشد.

خشونت آن نقابی است که زن به صورتش می زند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد......

 

تهمينه ميلانی

 

 


نویسنده: قاصدک | شنبه چهاردهم تیر 1393 - 1:6
لیلی،زیر درخت انار...

لیلی زیر درخت انار نشست.

درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.

گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزارتا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.

مجنون به لیلی اش رسید.

خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است انار دلت ترک بخورد./

 

عرفان نظر آهاری


نویسنده: قاصدک | پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 - 11:18
اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخش از مغز ، که از وجودش بی خبرند !!!

واحد اول : دروس پایه ای

چطور بدون مادرمان زندگی  کنیم ! (۲۰۰ ساعت)
همسرم مادرم نیست! (۳۵ ساعت)
درک این که فوتبال چیزی جز ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست !!! (۵۰۰ ساعت)

واحد دوم : زندگی زناشویی
بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد! (۵۰ ساعت)
غلبه بر سندروم "کنترل تلویزیون همیشه باید دست من باشه" !!! (۵۵ ساعت)
درک این مساله ساده که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند! (۸۰ ساعت)
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم! (۵۰ ساعت)
چطور بدون اینکه ناله کنیم از مرض مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم !!! (۵۰ ساعت)

واحد سوم : اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم !
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم !
چطور یک بلوز را در کم تر از ۲ ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم !

واحد چهارم : آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
Off = خاموش !!!
On = روشن !!!


مرحله دوم پيشرفته

اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه !!




نویسنده: قاصدک | دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 - 23:31

بدون شرح...!

دسته بندی :

بــــــــــــه زودی....




نویسنده: قاصدک | دوشنبه نهم دی 1392 - 23:55
لیلی، تشنه تر شد...

لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است. زیادی تند است.

خاکستر لیلی هم دارد می سوزد، امانتی ات را پس می گیری؟

خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس می گیرم.

لیلی گفت: کاش مادر می شدم، مجنون بچه اش را بغل می کرد.

خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن؛ تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه می سوزی.

لیلی گفت: دلم زندگی می خواهد، ساده، بی تاب، بی تب.

خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من می میری...

لیلی گفت: پایان قصه ام زیادی غم انگیز است، مرگ من، مرگ مجنون،

پایان قصه ام را عوض می کنی؟

خدا گفت: پایان قصه ات اشک است. اشک دریاست؛

دریا تشنگی است و من آبم، تشنگی و آب. پایانی از این قشنگتر بلدی؟

لیلی گریه کرد. لیلی تشنه تر شد.

خدا خندید /.


عرفان نظر آهاری


نویسنده: قاصدک | شنبه شانزدهم شهریور 1392 - 15:51

یا رب

از عمر من آنچه هســت بر جای

بســـــتان و به عــمر لیلی افزای





لیلی خودش را به آتش کشید...

خدا گفت: زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟

لیلی گفت: من.

خدا شعله ای به او داد. لیل شعله را توی سینه اش گذاشت. سینه اش آتش گرفت.  خدا لبخندی زد. لیلی هم.

خدا گفت: شعله را خرج کن. زمینم را به آتش بکش.

لیل خودش را به آتش کشید. خدا سوختنش را تماشا می کرد. 

لیلی گر می گرفت. خدا حظ می کرد. 

لیلی می ترسید. می ترسید آتشش تمام شود. 

لیلی چیزی از خدا خواست.خدا اجابت کرد.

مجنون سر رسید. مجنون آتش هیزم لیلی شد. 

آتش زبانه کشید. آتش ماند. زمین خدا گرم شد. 

خدا گفت: اگر لیلی نبود، زمین من همیشه سرد بود/.



عرفان نظر آهاری


نویسنده: قاصدک | پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 - 10:19
به یک زن احترام بگذارید، 
چون:میتوانید معصومیتش را در شکل یک دختر حس کنید
میتوانید علاقه اش را در شکل یک خواهر حس کنید
میتوانید گرمایش را در شکل یک دوست حس کنید
میتوانید اشتیاقش را در شکل یک معشوقه حس کنید
میتوانید فداکاریش را در شکل یک همسر حس کنید
میتوانید روحانیتش را در شکل یک مادر حس کنید
میتوانید برکتش را در شکل یک مادر بزرگ حس کنید
با این حال او محکم و استوار نیز استقلبش بسیار لطیف، فریبنده، ملیح، بخشنده و سرکش است…
او یک زن است…
و زندگی!!!


نویسنده: قاصدک | جمعه هفتم تیر 1392 - 4:14

توجه...!!

دسته بندی :
مشکل از پوشش دختران نیست؛
به پسران خود فرهنگ مزاحم نشدن را بیاموزیم...




نویسنده: قاصدک | پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 - 14:47

بهترین چیزی که یه پدر به پسرش می تونه یاد بده،

احترام گذاشتن به خانوماست....



نویسنده: قاصدک | سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 - 10:22
حامد بهداد، بازیگر سینمای ایران اخیرا در مصاحبه ای با یکی از نشریات فارسی زبان خارج از کشور در پاسخ به اینکه چرا زن ایرانی نمی گیرد گفت: زن های ایرانی خیلی خشن هستند، تازه وقتی کتکشان می زنی شکایت می کنند و در مورد حقوق زنان حرف می زنند، به جای اینکه مثل زنان مالزی بعد کتک خوردن دستشان را به روی سینه شان جفت کنند و تعظیم کنند و بگویند ارباب عفو بفرمایید، تهدید می کنند که مهریه ام را به اجرا می گذارم و پدرت را در می آورم! با آن مادر حسودت! بعد هم بچه را با خودشان می برند و تو را می اندازند زندان - خنده!!!



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



زنان ایرانی همیشه از تبعیض و خشونت برخی مردان فارغ از شغل و نسبت و گرایش های فکریشان ضربه های جبران ناپذیری خورده اند و شوخی شوخی هایی که روزی رنگ جدی به خود گرفته اند و مشخص نیست این گونه توهین ها حتی با عنوان مزاح چه زمانی پایان می پذیرد. تکذیب و یا عذرخواهی رسمی این هنرپیشه، کمترین کاریست که می توان تصور کرد...




برچسب‌ها: خشونت علیه زنان, حامد بهداد, زنان ایرانی
نویسنده: قاصدک | دوشنبه هفتم اسفند 1391 - 11:17
دو ماه پیش دختری در هند بر اثر خشونت و تجاوز جان سپرد. امروز توجه ها و نگاه به آنجا بود. امروز باز دهلی یکصدا اعتراض به خشونت شد. امروز یک میلیارد نفر یادش را گرامی داشتند...


استانبول هم یکصدا و همزمان با میلیون ها نفر به خشونت یک "نه" بزرگ گفت...
عالی ترکیه، عالی استانبول



نویسنده: قاصدک | جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 - 0:46

نظر سنجی!

دسته بندی :
دخترا توی نظر سنجی شرکت کنید...
موافقید دیگه نظر آقایون تایید نشه؟
 



** مهلت ثبت نظر تمام شد **


و بر اساس این نظر سنجی نظرات آقایون دیگه تایید نخواهد شد...


نویسنده: قاصدک | سه شنبه سوم بهمن 1391 - 11:12

کتاب جدید!

دسته بندی :
کم حجم ترین کتاب جهان منتشر شد :
" آنچه آقایان میفهمند "
این کتاب فقط جلد دارد. . .     ^_^


نویسنده: قاصدک | یکشنبه یکم بهمن 1391 - 10:2

بانوی خاوری...

دسته بندی :

ای طلا بانوی ناب خـــــــــــــــــاوری

             بســـــــــــــــــه تن دادن به نابرابری

                         چه کسی گفته من از تو بیشـترم؟

                                       چه کسی گفته تو از من کمـــتری؟


شـــــــرم قصـه ی منه، سکوت من

             بی سبب هــــــــــرگز نبود غروب تو

                         من شـــــــــریک جــــــــرم آزار تو ام

                                        در لباس یاور و محـــــــــــــــــبوب تو



زخــــــــــمی باغ عدن

جفت من نیمه ی من

اسم پر شــــــــکوهتو

با غـــــــــرور فریاد بزن




نازنین از قفــــــــــــــــــس بیزار من

           جای تو گوشه ی خاموشـــی نبود

                       همدل و همـــــــراه من خونه ی تو

                                   پشت پرده ی فرامـــــــــوشی نبود


قصه ی حوا رو بســـــپار دست باد

           بذار این افســـــــــــــانه رو باد ببره

                       گــــــــــر چه باد از نفس افتاده هم

                                    این فریب کــــــــــــهنه رو نمی خره



زخــــــــــمی باغ عدن

جفت من نیمه ی من

اسم پر شــــــــکوهتو

با غـــــــــرور فریاد بزن





تو همونی که به بیداری رســــــــید

             وقتی باد اومد صـــــــــــــــــدامو ببره

                        چه کسی گفته که تو سفرهء شب 

                                    سهم خورشـــــید من از تو بیشتره


من تمــــــــــــــــوم کردم کلام دردتو

             بعد از این نوبت توســـت بانوی من

                       این صــــــدا و این تـــــــــرانه مال تو

                                    بی گذشت از غفلت من حرف بزن


زخــــــــــمی باغ عدن

جفت من نیمه ی من

اسم پر شــــــــکوهتو

با غـــــــــرور فریاد بزن


خواننده: ابی (ابراهیم حامدی)
شاعر : زویا زاکاریان
آهنگساز و تنظیم کننده: شوبرت آواکیان
آلبوم: حسرت پرواز

برای دانلود این ترانه اینجا کلیک کنید


برچسب‌ها: بانوی خاوری, آلبوم حسرت پرواز, ابی, ابراهیم حامدی, نابرابری, حق, زن, مرد, ضد مرد, ضد پسر, بانو
نویسنده: قاصدک | چهارشنبه بیستم دی 1391 - 10:45

آخرین مطالب

» مقدمه (پست ثابت) ( چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 )
» ♀ زن یـــعــنـــــــــــــی. . . ♀ ( دوشنبه ششم بهمن 1393 )
» شعــــــر... ( چهارشنبه یکم بهمن 1393 )
» ﺑﺎﻧﻮ . . .! ( پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 )
» اعجاز خدا... ( جمعه سی ام آبان 1393 )
» دخترانه.... ( چهارشنبه سی ام مهر 1393 )
» نادیا آقا بیگی موفق به کسب مقام دوم طراحی پوستر "مبارزه با خشونت علیه زنان" شد... ( سه شنبه پانزدهم مهر 1393 )
» صلوات.... ( سه شنبه یکم مهر 1393 )
» زنان پر افتخار ایران باستان... (قسمت سوم) ( شنبه بیست و نهم شهریور 1393 )
» زنان پر افتخار ایران باستان... (قسمت دوم) ( یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 )
» زنان پر افتخار ایران باستان... (قسمت اول) ( چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 )
» بانو... ( دوشنبه دهم شهریور 1393 )
 

لینکستان

درباره ما

ADS



ADS